جزوه و سوالات درس مبانی ارتباط جمعی
1-توضیح دهید که چگونه ارتباط میان انسانها موجب پیدایش جامعه می شود؟
یکی از مهم ترین اثرات ارتباطی بین انسانها، پیدایش جامعه است. جامعه از دو جزء تشکیل شده است. اگر هر کدام از این دو جزء وجود نداشته باشد، جامعه هم وجود نخواهد داشت. این دو جزء عبارتند از افراد و ساختارها. وقتی که انسانها جدای از هم زندگی می کنند صاحب آزادی تام و تمام برای تحقق آمالشان می باشند اما وقتی در قالب حداقل دو نفر با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند اراده های آنها در بند قیدهایی اسیر می شود. آنچه این محدودیت ها را ایجاد می کند، همان ساختارهایی است که با وجود خود، افراد را با تعهدات و الزاماتی مواجه می کند. افراد وقتی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند، می دانند که بایستی اموری را رعایت کنند. مثلا با طرف مقابل مؤدبانه سخن بگویند. به حرف های او گوش فرا دهند، او را علاقمند به سخنان خود بیابند و .... بنابراین می توان گفت که ارتباط بین افراد، ایجاد کننده ساختارهای اجتماعی می باشد که کامل کننده مفهوم جامعه است.
2-چرا انسان ها با وجود آگاهی به محدود شدن در پی ایجاد ارتباط با یکدیگر، مایل به برقراری این ارتباط هستند؟ توضیح دهید.
وقتی انسانها از زندگی فردی به زندگی جمعی روی آوردند، دریافتند که این شکل جدید زندگی، آنها را محدود ساخته اما به جز موارد معدود این موضوع باعث روی آوری آنها به زندگی فردی نشد چرا که آنها دانستند از طریق زندگی جمعی نیازهای آنها بهتر برآورده می شود. این نیاز بیشتر در دو حوزه، خود را به نمایش می گذارد. اول نیازهای روحی-روانی: انسان ها در ارتباط اجتماعی دریافتند که می توان از خلوت و تنهایی رهایی یافت. همه انسان ها، نیازهای روحی فراوانی دارند که بسیاری از آنها از طریق دیده شدن و مورد تحسین قرار گرفتن رفع می شوند. در بسیاری از مواقع ازدواج کردن و یا عضویت افراد در گروه های اجتماعی-سیاسی دقیقا با همین هدف انجام می شود. دوم: نیازهای اجتماعی: ارتباط انسان ها با یکدیگر باعث می شود که افراد برای رفع حوائج و انجام بهتر و سریع تر امور بر کمک و حضور دیگران حساب کنند. این همان مبحثی است که در روان شناسی تحت عنوان «سرمایه اجتماعی» شهرت دارد.
3-چرا برخی جامعه شناسان به بحث انواع روابط در جوامع پرداخته اند؟
نفس ارتباط میان انسان ها، وسیله است برای رفع نیازهای روحی و اجتماعی انسان ها. اما باید توجه داشت که این ابزار می تواند مثل چاقوی دو دم بوده و کارکردهای متضادی داشته باشد. آنچه که این تعارض کارکردی را موجب می شود، بحث نوع ارتباط موجود در جوامع می باشد. اگر این ارتباط، ارتباطی سالم باشد، کارکردهای مثبت گفته شده را خواهد داشت. اما در غیر اینصورت ارتباط اجتماعی بین افراد می تواند باعث تخریب سیستم روحی افراد شده و از طرف دیگر هیچ نیاز اجتماعی را نیز برطرف نمی کند. بنابراین می توان گفت که اهمیت نوع روابط موجود در جوامع، باعث شد که برخی از جامعه شناسان به تفکیک و دسته بندی انواع روابط بپردازند.
4-از نظر مارکس ارتباط سالم و ارتباط ناسالم در رابطه با چه جوامعی می باشد؟ نحوه ایجاد این ارتباط را بنویسید.
از نظر مارکس ارتباط سالم محصول جامعه بی طبقه و ارتباط نا سالم محصول جامعه با طبقه می باشد. دسته بندی اصلی او از جوامع بر اساس معیار نوع مالکیت موجود در جوامع می باشد. برخی از جوامع، مبتنی بر مالکیت عمومی می باشد. در این جوامع، هیچ چیز از آن کس خاصی نیست بلکه آنچه هست مال همه است. بنابراین وضعیت اقتصادی همه شبیه به هم بوده و در این دسته از جوامع شاهد مفهوم طبقه اقتصادی نیستیم. مارکس معتقد است که اصل و اساس طبیعت انسان مصرف بر اساس نیازهای اوست و هرگاه در شرایطی انسان ها به رفع نیازهای بیش و یا کمتر از حد معمول بپردازند آن انسان مریض است. در جوامع با مالکیت عمومی (بی طبقه)، افراد بر اساس نیاز خود تلاش کرده و از تلاش خود بهره مند می شوند. اما در جوامعی که مالکیت خصوصی (با طبقه) وجود دارد، حرص و ولع شدیدی برای رسیدن به مواهب بیشتر و استثمار دیگران به وجود می آید چرا که در این جامعه امکان بهره مندی بیش و بیش تر از حاصل تلاش خود به وجود آمده و خود این مطلب باعث ایجاد یک رقابت عجیب در بین افراد می شود. این پدیده باعث می شود که در جوامع با مالکیت خصوصی، برخی به بیشتر از حد نیازهای خود رسیده و در مقابل، برخی دیگر که تحت استعمار قرار گرفته اند به کمتر از نیازهای معمول خود دسترسی یابند.
5-در نظریه هابرماس، ارتباط تحریف شده و سالم در قالب چه مفهومی بیان می شود؟ آن را شرح دهید.
از نظر هابرماس ارتباطات کنونی دنیای مدرن تحریف شده و ناسالم است. عامل این قضیه را باید در عقلانیت موجود در دنیای غرب جستجو کرد. او معتقد است که دنیای غرب بر اساس عقلانیت ابزاری و توجه به رسیدن حداکثر «سود مادی شخصی» بنا شده است. این موضوع باعث می شود که روح حاکم بر این جوامع، تلاش برای رسیدن به سود بیشتر به هر قیمت باشد. در نتیجه، این موضوع باعث ایجاد خلل در روابط بین افراد می شود. او در مقابل این ارتباط ناسالم، از ارتباطی سخن می گوید که ناشی از «عقلانیت ارتباطی» است. ارتباط سالم و تحریف شده در فضایی برابر، بدون سوء نیت، بدون برتری جویی و یا حیله و نیرنگ شکل می گیرد. نظریه هابرماس بیشتر از اینکه یک نظریه کاربردی باشد یک ایدئولوژی آرمانی است.
6-انواع کنش از نظر ماکس وبر را نوشته و هریک را به اختصار توضیح دهید.
ماکس وبر از دسته جامعه شناسانی است که انسان را صاحب اراده فراوانی دانسته و بنابراین در ارتباط با اعمال انسان واژه «کنش» (یعنی عمل آگاهانه) را به کار می برد و نه «رفتار» (یعنی عمل ناآگاهانه) براین اساس او معتقد است که انسان ها در زندگی خود با این کنش ها با دیگران ارتباط برقرار می کنند.
1- کنش های عقلانی – منطقی: عقلانی یا منطقی بودن کنش ها در این دسته به معنای –لزوما- درست بودن آنها نیست. بلکه به این معناست که از دید فاعل و انجام دهنده کنش، عملی منطقی است. این دسته از کنش ها اعمالی هستند که فاعل کنش به هنگام انجام کارش دقیقا دلیل انجام کارش را می داند و می تواند بابت آن تجزیه و تحلیل خوبی انجام دهد. این کنش ها به دو دسته تقسیم می شوند.
a. کنش های عقلانی معطوف به هدف (کنش های صوری یا ابزاری): به معنای انجام عمل با معیار و هدف رسیدن به «سود شخصی مادی».
b. کنش های عقلانی معطوف به ارزش (کنش های محتوایی): با هدف عمل به ارزشهایی که شخص به آنها معتقد است.
2- کنش های سنتی: این دسته از کنش ها با هدف عمل به سنت ها (الگوهای رفتاری بسیار قدیمی که به دلیل انجام آن در طول قرن ها در نزد طرفدارانشان تقدس یافته اند) انجام می شود. هرگاه از انجام دهنده این کنش دلیل انجام آن را بپرسید جواب خواهد داشت: این کار را انجام می دهم چون همه (اجداد ما و یا هم اکنون) آن را انجام می دهند.
3- کنش های عاطفی: کنش های عاطفی ناشی از برانگیخته شدن احساسات و عواطف انسان انجام می شود و معیار اصلی تشخیص آن، عمل شخص بر اساس دلسوزی است.
7-از نظر ماکس وبر معیار تفاوت در مورد عقلانی، سنتی یا عاطفی بودن یک کنش بر عهده کیست؟
بر عهده فاعل کنش. ماکس وبر از دسته جامعه شناسان تفسیری است که معتقد است بایستی در جامعه شناسی از روش هایی بهره برد که به مدد آن بتوان با ذهن و درون انسان ارتباط برقرار کرد. بنابراین اگر فاعل کنش، معیار قضاوت است اما اینگونه نیست که هرچه او گفت با چشمان بسته پذیرفته شود. بلکه محقق سعی می کند ادعای فاعل را با روش های دقیق بررسی کند.
8-معیار اصلی دسته بندی کنش ها در نظریه ماکس وبر چیست؟ شرح دهید.
میزان خودآگاهی نسبت به کنش ها. از نظر ماکس وبر تمامی کنش ها خودآگاهانه انجام می شوند. اما درجه این خودآگاهی در آنها متفاوت است. از نظر او به ترتیب 1)کنش های عقلانی، 2) کنش های سنتی، 3)کنش های عاطفی، بر اساس اين معیار نسبت به کنش های بعد از خود، خودآگاهی بیشتری دارند.
9-از نظر ماکس وبر عقلانیت موجود در دنیای غرب کدام است؟ رویکرد وبر در ارتباط با نقش آن در جامعه غرب چیست؟
از نظر او در حال حاضر تمدن غرب، بیش تر از "کنش های عقلانی معطوف به هدف (عقلانیت صوری یا ابزاری)" برای پیشبرد اهداف خود استفاده می کند. کنشی که خودخواهی و بی توجهی به دیگران ذات آن است. بنابراین طبیعی است که این تمدن پدید آورنده نظامی باشد که در دنیا در جستجوی استثمار سایر ملل باشد. وبر معتقد است که برای رسیدن به یک جامعه مطلوب با روابط ایده آل بین انسان ها، باید در جهت استحکام بیش تر کنش های عقلانی معطوف به ارزش (عقلانیت ارزشی یا محتوایی) گام برداشت( عمل به ارزش ها و دیگر خواهی جایگزین فردگرایی شود.)
10-نظریه پردازان مختلفی که در چارچوب سنت تطبیق به ذکر انواع جوامع پرداخته اند، را به چند دسته می توان تقسیم کرد؟ رویکرد آنها را بنویسید.
برخی از نظریه پردازان در پی آن بوده اند که از طریق مقایسه جوامع با یکدیگر و یا مقایسه یک جامعه در زمان های مختلف، تفاوت ها و شباهت های روابط بین آنها را ذکر نمایند (سنت تطبیق). این جامعه شناسان را می توان به سه دسته کلی تقسیم کرد.
الف) نظریه پردازان نوسازی: آنها در یک نگاه کلی معتقدند که جوامع قدیمی، پست تر و کم ارزش تر از جوامع جدید هستند.
ب)نظریه پردازان امپریالیسم: آنها معتقدند که جوامع قدیمی، بهتر و با ارزش تر از جوامع مدرن می باشند.
ج)مارکس و مارکسیستها: این عده با دو دسته قبل، کاملا متفاوت بوده و دسته بندی آنها از جوامع مبتنی بر دسته بندی قدیم و جدید نیست.
11-تفاوت نظر تئوری پردازان نوسازی و امپریالیسم نسبت به ماهیت جوامع قدیم و جدید و مبحث توسعه چیست؟
این دو در مقوله توسعه دو رویکرد کاملا متفاوت با یکدیگر دارند و این تفاوت از تفاوت نگاهشان نسبت به ماهیت جوامع قدیم و جدید بر می خیزد. نظریه پردازان نوسازی، ویژگی هایی را به جوامع جدید (مدرن) نسبت می دهند که آن ها را کاملا برتر از جوامع قدیم (سنتی) قرار می دهد. بنابراین به نظر می رسد که اگر جوامع سنتی خواهان پیشرفت می باشند، بایستی شبیه جوامع مدرن غربی شود. چرا که الگوی پیشرفت دیگری وجود ندارد. اما در مقابل، نظریه پردازان امپریالیسم اعتقاد دارند که جوامع سنتی در مجموع ویژگی هایی برتر از جوامع مدرن دارند. بنابراین اگر تحت شرایط زمان، خواهان پیشرفت و توسعه هستند نباید جوامع غربی را الگو قرار دهند چرا که در این صورت، پسرفت خواهند کرد. آنها معتقدند که هر جامعه الگوی پیشرفت خاص خود را دارد که بر اساس شرایط فرهنگی، اقلیمی و .... بایستی به آن دست یابد. این نظریه پردازان معتقدند که جامعه غرب از حس خودکم بینی جوامع سنتی نهایت سوء استفاده را کرده و بر آنها چیره شده است.
12-آگوست کنت مهم ترین عامل در تعبیر روابط درون یک جامعه را به هنگام تبدیل جامعه از قدیم به جدید را چه می داند؟ توضیح دهید.
او بر عامل نوع معرفت بشر انگشت می گذارد. به عبارت دیگر افراد جوامع در پاسخ به سوالات مهم زندگی خود از چه شیوه ای برای پاسخ بهره می برند. از نظر او جوامع بر اساس این سه عامل سه دسته می شوند.
1- جوامع ما بعد الطبیعی: از معرفت شهودی و یا به قول کنت از وهم و خیال ناشی از ترس استفاده می کنند.
2- جوامع فلسفی: از معرفت عقل و قدرت تجزیه و تحلیل بهره می برند.
3- جوامع جدید: که از معرفت علمی – تجربی بهره می گیرند (استفاده از حواس پنجگانه برای اثبات درستی یا نادرستی یک چیز)
از نظر کنت، جوامع که در گذر زمان به پیش می آیند از معرفت نوع اول به معرفت نوع سوم تغییر شکل داده و بنابراین معرفت تجربی از نظر او برترین معرفت هاست.
13-هربرت اسپنسر مهم ترین عامل در تغییر روابط درون یک جامعه را به هنگام تبدیل جامعه از قدیم به جدید را چه می داند؟ شرح دهید.
حاصل تقسیم کار. او جوامع را به دو شکل نظامی و صنعتی، دسته بندی کرده و مهم ترین تفاوت آن ها را وجود تقسیم کار بیشتر و پیچیده تر در جوامع صنعتی می داند. وجود تقسیم کار، ناشی از افزایش جمعیت بوده و باعث رشد بیش از پیش جامعه در مقوله سرعت بخشیدن به تولید کالا و خدمات و همچنین کیفیت بخشی بیشتر آنها می شود.
14-تالکوت پارسنز مهم ترین عامل در تغییر روابط درون یک جامعه را به هنگام تبدیل جامعه از قدیم به جدید چه می داند؟ توضیح دهید.
انعطاف پذیری بیشتر. پارسنز از جامعه شناسانی است که تحت تاثیر داروین بوده و "نظریه بقاء اصلح" او را وارد جامعه شناسی کرده است. از نظر داروین، در میان موجودات عالم آنها که قابلیت انطباق پذیری بیشتری با شرایط متغیر دنیای خود داشته باشند، از شانس بیشتری برای ماندگاری و حتی جهش برخوردارند. پارسنز نیز در حوزه جامعه شناسی معتقد است که هرچه جوامع، این قابلیت (انعطاف پذیری) را بیشتر داشته باشند، جوامع پیشرفته تری هستند. از نظر او جوامع مدرن این ویژگی را بیشتر دارا هستند چرا که این جوامع از سنت ها فاصله گرفته و مبتنی بر اصول عقلانی هستند. سنت ها از عوامل جدی برای انعطاف پذیری جوامع می باشند و زمانی که عقلانیت جایگزین سنت ها شود، عمل بر اساس شرایط و اقتضائات زمان و مکانی (انعطاف پذیری) جای جمود و تحجر گرایی را می گیرد.
15-ماکس وبر مهم ترین عامل در تغییر روابط درون یک جامعه را به هنگام تبدیل جامعه از قدیم به جدید را چه می داند؟ شرح دهید.
نوع کنش به کار رفته توسط مردم جامعه. در جوامع قدیمی تر کنش هاي غالب، از نوع سنتی یا عاطفی است. اما در جوامع جدید کنش ها عقلانی است. دلیل برتری کنش های عقلانی نسبت به سنتی و عاطفی، خودآگاهی بیشتر آن است.
16-امیل دورکیم مهم ترین عامل در تغییر روابط درون یک جامعه را به هنگام تبدیل آن از قدیم به جدید را چه می داند؟ شرح دهید.
سیستم حقوقی (نظام پاداش و تنبیه) جامعه. از نظر او جوامع قدیمی مبتنی بر سنت ها هستند وطرفداران سنت ها دارای حس تقدس نسبت به آنها می باشند. به هنگام تخطی برخی از آن سنت ها دچار تنفر شدید نسبت به مجرم شده و برای او مجازاتی تعیین می نمایند که بسیار بزرگ تر از جرم ارتکاب شده می باشد (عدم تناسب جرم و مجازات). اما در جوامع جدید قانون جایگزین سنت ها می شود. در نگارش قوانین، سعی می شود که منطق و عقلانیت جایگزین تعصب و حس تقدس شود. بنابراین اغلب در قوانین، تناسب بیشتری میان جرم و مجازات وجود دارد.
17- نظرات مختلف ارائه شده توسط نظریه پردازان نوسازی را جمع بندی کرده و ارزیابی کنید.
پس از جمع آوری نظرات مختلف و عوامل ذکر شده (معرفت بشر، تقسیم کار، نوع کنش، انعطاف پذیری، سیستم حقوقی جامعه و ...) می توان گفت که وجه اشتراک همه آنها تلاش برای مثبت نشان دادن جامعه مدرن می باشد. ضمن اینکه عوامل ذکر شده در تک تک نظریه ها را می توان در یک نظریه جمع کرد. اما انتقادی که می توان به این دسته وارد کرد این است که چرا تلاش چندانی برای تمرکز بر ابعاد منفی این جوامع انجام نشده است؟ آیا براستی تصویری که این جامعه شناسان از جامعه غرب نشان می دهند واقعی و کامل است؟
18-جورج زیمل مهم ترین عامل در تغییر روابط درون یک جامعه را به هنگام تبدیل جامعه از قدیم به جدید را چه می داند؟ شرح دهید.
او معتقد است که جوامع جدید بسیار فردگراتر و خودخواه تر از جوامع قدیم می باشند. در جوامع سنتی تر، فردگرایی تا حد زیادی تحت تاثیر جمع گرایی ناشی از سنت گرایی است. اما در جوامع مدرن امروزی، تحت تاثیر فرد گرایی گفته شده، افراد برای رسیدن به سود بیشتر حاضرند دست به هر کاری بزنند. در این جامعه پول معیار قضاوت در مورد انسان ها واقع شده و ارزش های درونی و معنایی، مفهوم خود را از دست داده اند.
19-فردیناند تونیس مهم ترین عامل در تغییر روابط درون یک جامعه را به هنگام تبدیل آن از قدیم به جدید، چه می داند؟ شرح دهید.
او معتقد است که تفاوت عمده این دو جامعه در میزان جمعیت و نزدیکی بین افراد جامعه می باشد. در جوامع قدیمی افراد به هم نزدیک تر بوده و حس صمیمانه تری نسبت به یکدیگر دارند. اما وقتی جوامع، بزرگ شده و جمعیت افزایش می یابد، افراد دیگر مجال ارتباط عمیق گذشته را از دست داده و علاوه بر آن به جای صمیمیت پیشین، ارتباط بر اساس «میزان کارآیی شخصی برای رفع نیازها» جایگزین می شود.
20-نظرات ارائه شده توسط نظریه پردازان امپریالیسم را چگونه ارزیابی می کنید؟
انتقاد وارد ده به نظریه پردازان امپریالیسم آن است كه آنچنان نگاه ناامید کننده ای به جوامع مدرن دارند که از دیدن نقاط مثبت آنها عاجز مانده اند. به نظر می رسد برای رسیدن به یک نقطه نظر کامل تر می توان تمامی مطالب گفته شده در نظریه پردازان نوسازی و امپریالیسم را جمع کرده و سپس به یک نظر کامل تر دست یافت.
21-تفاوت عمده مارکس با نظریه پردازان نوسازی و امپریالیسم در توصیف جوامع مختلف چیست؟ او نظريه اش را بر چه عاملي بنا مينهد ؟
مارکس بر خلاف نظریه پردازان گفته شده مبنای دسته بندی جوامع را بر «قدیم و جدید» بودن آنها نمی گذارد. عامل اصلی ایجاد جوامع مختلف از نظر او «وجود یا عدم وجود طبقات در جامعه» می باشد. بر این اساس، جوامع کموني –که همان اولین نوع جوامع در تاریخ می باشند- بی طبقه بوده اند. سپس جوامع صاحب طبقات می شوند (جوامع آسیایی فئودالی و سرمایه داری) و در نهایت به عنوان جدیدترین نوع جامعه، مجددا شاهد حذف طبقات خواهیم بود. از نظر او علت العلل مفاسد اجتماعی وجود طبقه است چرا که وجود طبقات: نابرابری و استثمار را باعث شده ، دور افتادن انسان از رفع نیاز ها به صورت طبیعی و غریزی را موجب می شود، نظام توجیه گر برای حفظ وضع مسلط طبقات برتر را ایجاد می کند (ایدئولوژی) و در نهایت نظام سخت، مجازات کسانی که حاضر نیستند به نابرابری تن دهند (دولت) را ایجاد می نماید. در حالی که اگر طبقات نباشند تمامی موارد گفته شده خود به خود از بین می روند.
22-مهم ترین ارتباط انسانی که اکثر ارتباط های موجود در جامعه را تشکیل می دهد چیست؟ ویژگی های آن را شرح دهید.
ارتباط اجتماعی یا نمادین مهم ترین ارتباط جوامع انسانی می باشد. این ارتباط دو ویژگی اساسی دارد. اول: در بین حداقل دو نفر پدید می آید. دوم: در جریان این ارتباط از «نماد ها» بهره گرفته می شود. نمادها مهم ترین عناصر در پیدایش و استمرار جامعه است. نماد به هر چیزی گویند که در نزد انسان های درگیر یک ارتباط، حاوی معنايي مشترک باشد. به عنوان مثال، واژه هایی که با زبان فارسی ادا می شود برای ما ایرانی ها حاوی معناست. لباس ها و رنگ هایی که در تعلقات خود از آنها بهره می گیریم برای دیگران بی معنی نیستند. وجود نمادها باعث می شود که زندگی انسان ها از سردرگمی رها شده و هدف یابد. از طریق نماد، انسان ها به هنگام روبرو شدن با یکدیگر مقصود هم را متوجه شده و بدینوسیله برای ادامه ارتباط تشویق می شوند.
23-بین ارتباط مستقیم و غیر مستقیم چه تفاوتی است؟
ارتباط مستقیم، رابطه بدون هیچ واسطه و یا وسیله ای بین انسان هاست. در زمانهای قدیم اکثر ارتباط ها از این نوع بوده است. اما هرگاه انسان ها برای ارتباط با یکدیگر از رابطه ای مثل تلفن، اینترنت، بی سیم، ویدئو کنفرانس و .... استفاده کنند با ارتباط غیر مستقیم یا با واسطه مواجه هستیم.
24-ارتباط ملی و جهانی به چه نوع ارتباط هایی گفته می شود؟
تفاوت این دو ارتباط در وسعت انتشار آن است. ارتباط های ملی تنها در چارچوب یک حد جغرافیایی ملی می باشد اما ارتباط های جهانی این مرزها را در می نوردد و به گونه ای ارائه می شود که همه دنیا با آن در ارتباط قرار می گیرند. شبکه های داخلی صدا و سیما از نوع ارتباط ملی و شبکه جهانی اینترنت از نوع ارتباط جهانی است.
25-مقصود از ارتباط هدف دار و بازتابی چیست؟
تفاوت این دو ارتباط در درجه آگاهی آن است. مقصود از ارتباط هدفدار هر نوع ارتباطی است که در جریان آن افراد درگیر، هدف از شرکت در ارتباط را می دانند و به خوبی نسبت به نتایج آن آگاهند. اما در ارتباط بازتابی، افراد درگیر آن به شدت تحت تاثیر احساس جمع قرار گرفته و چه بسا به حرکاتی دست زنند که خودشان نیز در شرایط عادی آن را نپسندند. ارتباط درون "انبوه خلق" از نوع ارتباط بازتابی است.
26-مقصود از فرا ارتباط چیست؟ در مقابل چه نوع ارتباطی قرار می گیرد؟ نام دیگر این ارتباط چیست؟
فرا ارتباط به کلیه حرکاتی گفته می شود که در جریان ارتباط، انسان ها از آن بهره می گیرند (به جز زبان). این ارتباط شامل حرکات دست، پا، ابرو، چشم و یا حتی سکوت های معنا دار انسان ها می شود. در مقابل این ارتباط، ارتباط زبانی قرار می گیرد. امروزه این اعتقاد وجود دارد که معانیاي که انسان ها در ارتباط به یکدیگر منتقل می کنند بیشتر از اینکه از طریق زبان باشد از طریق حرکات بدنشان است. لذا نام دیگر این ارتباط «زبان بدن» است.
27-عناصر ارتباط را نام برده هریک را توضیح دهید.
در جریان هر ارتباطی 5 عنصر دخیل می باشد. قبل از هر چیز، هر ارتباط رابطه ای است میان کسی که قصد انتقال معنایی را دارد (فرستنده) و کسی که هدف پیام انتقال داده شده است (گیرنده یا مخاطب). اما در بین فرستنده و گیرنده عناصر دیگری نیز وجود دارد. در مرحله نخست فرستنده در پی آن است که پیامی را منتقل کند. این پیام می تواند مکتوب، شنیداری و یا از هر نوع دیگر باشد. برای اینکه پیام بتواند به گیرنده برسد بایستی از ابزاری استفاده کرد. در رابطههاي مستقیم، این ابزار (وسیله یا کانال) زبان است اما در ارتباط های غیرمستقیم (با واسطه)، وسایل ارتباط جمعی جای زبان را می گیرد. و در پایان هر انتقال پیامی در گیرنده، اثراتی بجا می گذارد. ممکن است این اثرات، آن اثرات پیش بینی شده نباشد اما به حتم این انتقال پیام، بدون اثر نخواهد بود. بنابر این عناصر ارتباط، عبارتند از: فرستنده، گیرنده، پیام، وسیله (کانال) و اثر
28- مقصود از بومرانگ و بازخورد (اثر وارونه) در بحث وسایل ارتباط جمعی چیست؟ این مبحث مربوط به کدام عنصر ارتباط بر فرستنده می باشد؟
در حوزه بحث وسایل ارتباط جمعی از مفاهیمی بهره گرفته می شود که مربوط به تاثیراتی است که گیرنده یا مخاطب می تواند بر فرستنده بگذارد. بینش اولیه این است که فرستنده بر گیرنده تاثیر می گذارد اما با کمی نگاه عمیق تر متوجه می شویم که مخاطب نیز بر فرستنده بی تاثیر نیست. دو مفهوم گفته شده به دو نوع تاثیر متفاوت گیرنده بر فرستنده اشاره می کند. گاهی اوقات، پس از آنکه فرستنده، پیام خود را به گیرنده منتقل می کند، منتظر عکس العمل آن است. مثلا تلویزیون پس از پخش یک سریال، نظر مخاطبان را جمع کرده و تفسیر می کند. به این نظرات که در بسیاری از مواقع بر فرستنده ها تاثیر می گذارد، اثر وارونه یا بازخورد می گویند. اما بومرانگ وقتی مطرح می شود که فرستنده پیام با نوع عملکرد خود، برچسب خاصی را از طرف گیرنده بر خود تحمیل می کند. مثلا ممکن است یک نشریه با اصرار در انتشار اخبار دروغ به عنوان یک نشریه مشهور به دروغ پردازی مطرح شود.
29-ایده مخاطب فعال و مخاطب منفعل، فرآیند تاثیرگذاری ارتباط را چگونه ارزیابی می کنند؟ شرح دهید.
این دو ایده، نظرات متفاوتی است در ارتباط با نقش مخاطب در تاثیر گذاری پیام. در ایده مخاطب منفعل گفته می شود که مخاطبان رسانه ها، چونان اشیایی هستند که در گزینش و یا رد و قبول پیام وسایل ارتباط جمعی چندان نقشی ندارند. این محققان، مخاطبان را کسانی می دانند که مثلا تلویزیونی را خریده اند و دیگر نمی پذیرند که صرف خریدن یک وسیله به معنای مخاطب بودن و بیش از آن به معنای تاثیر گذاری پیام نیست. چه بسا کسی تلویزیون بخرد ولی برنامه های آن را تماشا نکند و یا برنامه ها را تماشا کند اما توجه نکند، یا تماشا کند ولی تحت تاثیر آن قرار نگیرد یا تحت تاثیر قرار بگیرد اما تنها تحت تاثیر برخی از قسمت های آن قرار بگیرد. اما در دیدگاه مخاطب فعال (که جامعه شناسان کنش متقابل نمادین طرفدار آن هستند) گفته می شود که مخاطب موجودی پردازش گر است. پیام ها را دریافت کرده، در ذهن خود آنها را بررسی کرده و آن پیام هایی را که متناسب با شرایط روحی، روانی و اجتماعی اوست را می پذیرد و در مقابل باقی پیام ها یا بی تفاوت است و یا جبهه می گیرد.
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
برچسب:
نویسنده: hasan