خرید بک لینک
مشاهیر پزشکیPDFچاپپست الکترونیکی
نوشته شده توسط hasan alizadeh

مطالب مشاهیر پزشکی،نویسنده: دکترعلی اکبر شفیعی ، سالنامه سلامت 1388
پزشکان مشهور ایران باستان

در اوستا از قهرمانی به نام «ثرتیه» به عنوان «نخستین پزشک» نام برده شده است. «ثرتیه» از اهورامزدا تقاضا می کند که علاجی علیه همه زهرها و یک کارد فلزی برای عملیات پزشکی به او بدهد. اهورامزدا پاسخ می دهد که هزاران و میلیون ها گیاه درمان بخش آفریده ام که از آن میان، «گوکرن» منبع همه داروهاست. گوکرن، نام درخت مقدس افسانه ای است که در دریای فراخکرد جای دارد. هوم سفید، گاو شاخ و کوکنار، معادل های دیگری هستند که برای این درخت افسانه ای، تصور شده است و جملگی جنبه درمانی داشته اند. در بند چهار یسنای نهم ، چنين آمده است: «آن گاه به من پاسخ گفت هوم پاک دور دارنده مرگ ، ویونگهان مرا نخستین بار میان مردمان خاکی جهان آماده ساخت. این پاداش به او داده شد که او را پسری زاییده شد، آن جمشید دارنده رمه خوب، کسی که در شهریاری خود جانور و مردم را نمردنی ساخت».
پس از ویونگهان، پدر جمشید پیشدادی و خود جمشید که یکی دیگر از پزشکان آریایی است، به ترتیب در بندهای پسین همچنان پرسش خود را ادامه می دهند و هوم در پاسخ تا چهار پزشک را نام می برد که به ترتیب پس از ویونگهان ، دومین بار آبتین(پدر فریدون پیشدادی) ، سومین بار اترت پدر اورواخشه و گرشاسب و چهارمین بار پورشسپ پدر پیامبر ایرانی آشوزرتشت است. در اوستا از پزشکان دیگری نام برده شده که می توان از آنها به جاماسپ وسئنا ، که بعدها «سیمرغ» نام گرفت، اشاره کرد. 4
جورجس بن جبريل بن بختيشوع
وي يكي از مشهور ترين پزشكان ايران و در آغاز حكومت عباسيان پزشك ارشد بيمارستان گنديشاپور بود. در 148 هجري(765 ميلادي)، در كهنسالي از سوي منصور، خليفه عباسي، به بغداد فراخوانده شد تا درد معدهاش را درمان كند. او مدتي در بغداد ماند و كتابهايي را از يوناني به عربي ترجمه كرد. وي پس از چهار سال كار در بغداد در 152 هجري( 769 ميلادي) به وطن خود بازگشت و شاگردش، عيسي بن شهلفي، به عنوان جانشين وي به بغداد فراخوانده شد. جورجس در گنديشاپور كتابهايي به سرياني تأليف كرده بود كه حنين بن اسحاق، اثري از او به نام «كناش» را به عربي ترجمه كرده است. كتاب «الاخلاط» و «ديابطا» (درباره بيماري قند) دو اثر از وي است كه در كتاب الحاوي رازي از آنها مطالب زيادي نقل شده است. «رازي» در «الحاوي» بر اهميت درمان يك بيماري حاد به دست جورجس نيز تأكيد كرده است. 1
پزشك سه خليفه عباسي: جبريل بن بختيشوع جورجس
وی نوه جورجس بن جبریل و فرزن بختیشوع بن جبریل بود که هر دو از طبیبان معروف جندی شاپور بودند. وي در 175 هجري(791 ميلادي) از سوي پدر به يحیي برمكي معرفي شد و پس از درمان موفقيتآميز بيماري يكي از كنيزان هارون در 190 هجري(805 ميلادي) به عنوان پزشك ويژه دربار منصوب شد، ولي هنگامي كه در آخرين ابتلاي هارون به بيماري در توس( در خراسان بزرگ) به وظيفه خود به عنوان مشاور پزشكي بيپروا عمل كرد، مورد بيتوجهي قرار گرفت. اسقفي كه خليفه به جاي بختيشوع با وي مشورت كرد، خليفه را عليه او برانگيخت و سرانجام هارون فرمان به مرگ او داد. با وجود اين، فضل برمكي اجراي فرمان را به تأخير انداخت و امين، پسر هارون، او را بار ديگر به عنوان پزشك ويژه خود برگزيد. هنگامي كه مأمون بر امين پيروز شد، جبريل به زندان افتاد و در 202 هجري(817 ميلادي)، آزادي خود را بازيافت، اما بار ديگر مورد بيمهري قرار گرفت و دامادش ميخاييل را به جاي وي قرار دادند. با وجود اين، در 212 هجري(827 ميلادي)، مأمون به ناچار او را فراخواند، زيرا بيماري وي را پزشكان ديگر، نتوانسته بودند درمان كنند. درمان خليفه باعث بازگرداندن جايگاه و داراييهای وي شد، اما ديري نپاييد كه جبريل یک سال پس از آن زندگي را بدرود گفت. وي را در صومعه سرگيوس در تيسفون(مداين) به خاك سپردند. آثار وي عبارتند از:1- صفات نافعه كتبها للمامون 2-رساله اليمامون في المطعم و المشرب 3- كتاب في الباء 4- مقاله في العين 5- رساله الي المأمون يامره بما اجتمعت عليه فلاسفه الروم و الفرس 6- ورم الخصي ( در الحاوي رازي از آن ياد شده است.) 1
بختيشوع بن جبريل
وي نيز مانند اجداد خود و به ويژه پدرش، جبريل بن بختيشوع جورجس، رشته طب را برگزيد و پس از مرگ پدر به جايگاه پزشك ويژه مأمون رسيد و خليفه را در لشكركشيهايش به آسياي صغير همراهي كرد و تا زمان مرگش در 256 هجري(870 ميلادي) به عنوان پزشك دربار خليفه فعاليت كرد. با وجود اين، يكبار به گنديشاپور فرستاده شد و در دوره متوكل به بحرين تبعيد شد. آثار وي در زمينه پزشكي عبارت کند از: 1- رساله التي عملها الي المأمون في تدبير البدن جوابا عن كتابه يسال ذلك 2- نصائح الرهبان في الدويه المركبه 3- مختصر بحسب الامكان في علم الازمان و الابدان
4- رساله فيها نكت من مخفيات الرموز في الطب 5- نبذه في الطب. 1
ابو يوحنا ماسويه
ابويوحنا پدر ماسويه معروف است كه سی سال در گنديشاپور به كار مشغول بود تا جبريل، پزشك ويژه هارون الرشيد، كه رئيس بيمارستان بود به دلايل شخصي او را از كار بركنار كرد. ماسويه به بغداد رفت و فضل بن ربيع، وزير خليفه عباسي، او را گرامي داشت. وي با پشتيباني فضل، به عنوان پزشك ويژه خليفه و مدير بيمارستان بغداد برگزيده شد و بر شهرت جبريل سايه افكند. ماسويه در چشمپزشكي مهارت چشمگيري داشت. ماسويه در يكچهارم آغازين سده سه هجري(نه ميلادي)، ديده از جهان فروبست. درباره آثار وي چيزي نميدانيم، اما پسرش ابو زكريا يوحنا بن ماسويه، مولف توانايي بوده است. ابن ابياصيبعه از كتاب« الحجامه عي طريق المساله» و «الجواب» نيز نام برده اس


برچسب: نویسنده: hasan تاريخ: سه شنبه 16 مهر 1392 ساعت: 13:25

صفحه بندی