من دریا هستم. اینجا خونه خودمه. آی لاو یو مای بست فرندز
صبح رسیدم خونه عشقمون.
کلی حسای خوب میگیرم از خونمون.
امروز 23ومین ماهگرد عقدمونه.
700 روز گذشت...
هم ناراحتم هم خوشحال! ناراحت از بابت اینکه 1ماه دیگه میشه 2سال که از عقدمون میگذره و ما هنوز عروسی نکردیم و معلوم هم نیس کی عروسیمون باشه!!
و خوشحالم بابت اینکه امروز کنار عشقم هستم.
کسی که خیلی زودتر از این 700 روز مرد بودنش رو بهم اثبات کرد و دلمو به نام خودش زد.
خوشحالم که امروز کنار مردی هستم که بودنش بهم آرامش میده.
چقد خوبه وقتایی که تنهاییم، منو عشقم تنهای تنها... 
میخوام امروز یه جشن کوچولو بگیرم.
به همسری چیزی نگفتم. و میدونم که یادش هم نیس امروز ماهگرد عقدمونه.
برای شام کشک بادمجون میخوام بپزم
که همسریم خیلی دوس داره. شاید کنارش ته چین مرغ با رب انار هم بپزم
که خب اینو همسریم خیلی خیلی دوس داره.
یه کیک کوچولو هم میخوام درست کنم.
فقط امیدوارم خوب بشه روگاز.
یکم آجیل هم گرفتم از تبریز. میوه هم همسری دیروز پریروز خریده. شربت هم که هست. فکر کنم جشن سورپرایزی دو نفره خوبی بشه!![]()
فهلا همینا...![]()
احساس نوشت:
دلبندم
من دلم فقط، روی دلِ تو
بند می شود . . . !
برچسب:
نویسنده: hasan